رورووک سواری
اولین روز غذا خوردن نازگل
دارم فکر میکنم فردا چی باید بخورم فکر کنم همین خوب باشه نمی دونم والا دودلم چه تصمیم سختی خیلی سخت اصلا بی خیال حالا مه مه رو بخورم ...
نویسنده :
مسافر
23:23
عکس های دخمری
عاشق این مظلومیتدم مامان از خدا می خوام هیچ وقت این خنده رو از لبهای تو نگیره رکسانا و عروسک هاش یه پارچه مرد شدی اینجا کلاه تونا بگیرید باد نره یه وقت رکسانا در حصار پشه بند عکس هایی که خونه دایی جان با درخت انارشون گرفتی دخمری در مدلهای مختلف با یه تل چقدر عوض شدی جو جویه من که دیگه دوربین رو می شناسی آخه از چی انگشت به دهن موندی؟؟ که همینجوری خوابتم برد؟ ...
نویسنده :
مسافر
23:04
مدل خوابیدن رکسانا جون
دختر عشقه مامانه
سلام عروسكم سلام جوجوي من الهي مامان دورت بگرده.ببخش كه دير به دير سراغت مي يام.يه پام تو شركته و يه پام تو خونه.الهي من پيش مرگت بشم كه يه دنيا عاشقتم.ديروز بردمت حمام و فكر كردم يه خواي حسابي ميري. ولي نرفتي.ديشب تا صبح همش بي تاب بودي و من تا سينه م رو از دهنت در مي اوردم گريه رو سر ميدادي.صبح زنگ زدم به مربي مهدت خانم حكمي پور.اونم ميگفت غر ميزني.گفتم شايد سرما خوردي واسه همين صبح بهت استامنوفن دادم.حالا بيام دنبالت ببينم حالت بهتر شده انشاالله.راستي بعد از ظهر خونه خاله زهرا دعوتيم واسه دعا.هر سال ماه رمضان سفره مي ندازه و دعا داره.و امسال اولين ساله تواه.يه سري عكس جديد ازت گرفتم كه شب از خونه مي ذارم تو وبلاگت. فقط بدون ماماني و...
نویسنده :
مسافر
13:29
4ماهگي
سلام دختر مامان ماماني رو ببخش كه دير به دير سراغت مي يام و واست مي نويسم. ماماني يه كم سرش شلوغ شده.صبح ها كه مي يام سر كار و تا ساعت 2 سركارم.وقتي ام كه تو را از مهد مي يارم تا شب ازت جدا نميشم. ما عاشقتيم.من و بابايي واسه با تو بودن له له ميزنيم.نمي دوني چقدر عزيزي.تو دنياي مايي. نمي دونم چرا عصر ها نسبت به صبح نا اروم تري. تازگي ها واسمون مي خندي و يه لحظه از مامان دل نميكني.همش نگات دنبال منه. چند وقتيه كه واست حريره برنج و بادام درست ميكنم و بهت ميدم .الهي مامان دورت بگرده.نمي دوني وقتي سر كارم چقدر دلم واست تنگ ميشه.همش ساعت رو نگاه ميكنم كه 2 بشه و بيام خونه تو را ببينم. اين عكست رو تازگي ها گرفتم داري روز ب...
نویسنده :
مسافر
11:37










